امان از دل زينب(س)
ي دخت رسول! نوبر آوردي از بهرعلي تو دختر آوردي
اي زوج علي ،دختر طاها! خوش کودک نيک منظر آوردي
اي جان بفدات کز يم عفت از گوهر ناب بهتر آوردي
بر ياري پيشواي انسانها الحق که نمونه خواهر آوردي
گلزار رسول را تو ازاين گل احسن که نکو معطر آوردي
اي زهره ي آسمان خوش بختي آفاق همه منور آوردي
بهر حسنين از ولي حق غمخوار ومعين وياور آوردي
دربحر ولاي ساقي کوثر از آب حيات بهتر آوردي
نازم بتو اي شفيعه ي محشر زينت ده روز محشر آوردي
ايطاهره ي مطهر ، اي زهرا ! بر دين رسول زيور آوردي
از شاه نجف ، کننده ي خيبر يک فاتح فتح پرور آوردي
آري بشکست کاخ استبداد مانند علي سخنور آوردي
يک دختر قهرمان زشير حق از بهر جهاد اکبر آوردي
از باب علوم کشور دانش يک عالمه ي مظفر آوردي
از بهر دفاع حق فرزندت بر ديده ي کفر اژدر آوردي
زاين دختر قهرمان بي همتا مشتي بدهان کافر آوردي
در ماه نکو ، زرحمت ايزد زينب زبراي حيدر آوردي
اي مادر يازده ولي حق بر فلک نجات لنگر آوردي
از بهر اسيران ديار غم غمخوار بجاي مادر آوردي
بر بيکسي حسين مظلومت آيت بجهاد اکبر آوردي
اي(کرببلايي ) از سر اخلاص بر طوطي طبع شکر آوردي
-اثر طبع شاعر معاصرومداح اهلبيت -مرحوم شادروان -ناد علي کربلايي -پدر سه شهيد-به نقل از کتاب سوم -ارمغان کربلا -صص 99-100-انتشارات خزر -خيابان پانزده خرداد تهران (بوذرجمهري سابق




ماه قیام ،ماه حسین ، ماه انقلاب
ماه خروج پیشرومومنان بود
ماه شکست دشمن قرآن وفتح حق
ماه ظهور عدل به اهل جهان بود
مردی قیام کرده به صحرای کربلا
کز خاندان خاتم پیغمبران بود
مردی قیام کرده که باانقلاب خون
بر هم زن رِِژیم ستم گستران بود
مردی قیام کرده که تا روز رستحیز
نام گرامیش همه جا جاودان بود
فرزند با کفایت نستوه بوتراب
کز خون او زمین بلا گلستان بود
با خون نوشته است بتاریخ روزگار
هرکس که بار ظلم کشد ناتوانبود
بهر قیام نسل جوان برعلیه ظلم
اول شهیدش اکبر زیبا جوان بود
تکمیل تاشود سند سرخ انقلاب
امضاءزخون اصغر شیرین زبان بود
سیراب تا شوند همهتشنگان عدل
در خون طپیده ساقی لب تشگان بود
هفتاد وچند یاور وانصار ولشکرش
هریکچو آیت است که در خون طپان بود
عباس وعون وجعفروعبدالهش چوگل
سیراب زاشک دمبدم باغبان بود
قرآن ورق ورق پی تحکیم امر حق
تا نهضت مقدس دین جاودان بود
با این قیام کاخ ستم واژگون نمود
تابر قرار مکتب خون جامگان بود
بر انتقال خون شهیدان بی کفن
گاه قیام (زین اب )قهرمان بود
هر ارض(کربلایی) وهر یوم عاشری
تا انقلاب مهدی صاحب زمان بود-----
نقل از شکوفه های غم -صص۱۳۵-۱۳۶-نادعلی کربلایی -موسسه مطبوعاتی خزر -تهران----

در روستاي کوچ نهارجان بيرجندوبسياري ازروستاهاي ديگراين شهرستان رسمي زيبا به نام شوخواني(شب خواني)که درواقع يک نوع مناجات باخدابوده است.مرسوم بوده وهنوزهم اجرا ميشودوبه شرح ذيل است که براي مخاطبان وکاربران جهان بيان ميگرددويکي از رسوم زيباي ماه رمضان است.هنگام سحرکه مي شوداز قديم مردم ده باصداي خروس خانه بيدارميشده اند وچون پاس دوم را خروس مي خوانده است مي فهميده اند که حالاوقت سحر خواني يا شوخواني يا همان مناجات سحرماه رمضان است وناگفته نماندکه علاوه بر صداي خروس ازروي مکان ستاره هاي آسمان مثلا دب اکبرکه به هفت دختران هم معروف است وياا زروي جايگاه سه استارکه همان سه ستاره روشن درآسمان است پي به وقت سحر مي برده اند و يا ازروي مکان ستاره ي ديگري که به ستاره سحري در نزد مردم روستامعروف است پي مي برده اند که حالا وقت اذان صبح است زيرا تاحدود 50سال پيش اصلا ساعتي در روستا وجود نداشته که باساعت بيدارشوند وبه وقت سحر يا اذان صبح پي ببرند.خلاصه چون با صداي خروس بيدارمي شده اند ويا با ديدن ستاره به وقت سحرپي ميبرده اند سه ياچهارنفرکه ازآواز وصداي خوبي هم بر خورداربوده اندبه پشت بام خانه ها مي رفته اند ويک نفرهم که همسايه ي مسجد بوده است بربالاي بام مسجدمي رفته است وهر کدام از اين شوخوانان يا شب خوانان تعدادي از اشعاري راکه ذيلا درج ميگردد مي خوانده اند وبه عبارتي باخدا مناجات مي کرده اندتاباشنيدن صداي مناجات ياهمان شوخواني ياشب خواني مردم روستا بيدارشوند وسحري بخورندوآماده براي نماز صبح وگرفتن روزه بشوندواما اشعاري که مي خوانده اند به ترتيب ذيل شروع ميشده است که در چندقسمت به سمع ونظر خوانندگان مي رسد: ابتدا مي کنم زبسم الله بعد از آن لا اله الا الله ازمحمد مدد همي طلبم کرمي از علي ولي الله ياالله(کلمه يا الله بعد ازهردوبيت وبه عبارت بهتربعد از هر رباعي تکرارميشده است) 2-گوينده ي لا اله الا اللهم بردين محمد ورسول اللهم برذکر دوازده امامم شب وروز خاک قدم علي ولي اللهم يا الله 3-يارب برسالت رسول ثقلين يارب به غزاکننده ي بدروحنين عصيان مرا دونيمه کندرعرصات نيمي به حسن ببخش ونيمي به حسين ياالله 4-يارب به محمدکه علي ياور ماست ختم همه انبيا پيغمبرماست ازگرمي آفتاب محشر غم نيست تا سايه ي مرتضي علي بر سرماست يا الله 5-يارب تو مرا غلام حيدر گردان گرراه غلط کنم مرا برگردان گرتشنه شوم دراين بيابان نجف سيرآب مرازحوض کوثر گردان يا الله 6-يارب به محمدوعلي وزهرا يارب به حسين وحسن وآل عبا کز لطف بر آر حاجتم در دوسرا بي منت خلق ياعلي الاعلي ياالله 7-الله تويي ازدلم آگاه تويي گمراه منم برنده ي راه تويي هر مورچه اي که دم زند درته چاه ازدم زدن مورچه آگاه تويي يا الله 8-يارب برسان توحضرت صاحب را فرزند علي بن ابيطالب را کزدوري او هميشه درفريادم مانندسگي که گم کندصاحب را - يا الله 9-يارب زکرم دري برويم بگشا راهي که دراو نجات باشد بنما مستغنيم از هردو جهان کن بکرم جز يادتو هر چه هست بر از دل ما- يا الله 10-يارب مکن ازلطف پريشان مارا هرچندکه هست جرم وعصيان مارا ذات تو غني بوده وما محتاجيم محتاج به غيرخود مگردان مارا -ياالله 11-بازا بازا هرآنچه هستي بازآ گرکافروگبر وبت پرستي باز آ اين درگه ما درگه نوميدي نيست صد باراگرتوبه شکستي بازآ - ياالله 12- اي ذات وصفات تو مبرا زعيوب يک نام زاسماء توعلام غيوب رحم آرکه عمروطاقتم رفت بباد نه نوح بود نام مرا ، نه ايوب - ياالله 13-از بارگنه شدتن مسکينم پست يارب چه شوداگرمرا گيري دست گردرعملم آنچه تراشايد نيست اندر کرمت آنچه مرا بايد هست - ياالله 14-عصيان خلايق ار چه صحرا صحراست در پيش عنايت تو يک برگ گياست هرچند گناه ماست کشتي کشتي غم نيست که رحمت تو دريا درياست. ياالله 15-يارب به علي بن ابيطالب وآل آن شير خداوبر جهان جل جلال کاندرسه مکان رسي به فرياد همه اندردم نزع ومرگ وهنگام سوال.- يا الله* *- اين اشعارشوخواني ياشب خواني -ادامه داردکه دنبالهِ آ نرا درفرصتي ديگروبزودي تقديم کاربران خواهم نمود.منظر باشيد.محمد حسن آسايش---------
---16-اي حيدر شهسوار وقت مدد است اي زبده ي هشت وچار،وقت مدد است
مگذارکه در عشق تو رسوا گردم اي صاحب ذوالفقار ، وقت مدد است - ياالله
17-يارب سبب حيات حيوان بفرست وز خوان کرم ، نعمت الوان بفرست
از بهر لب تشنه ي طفلان نبات از سينه ي ابر ، شير باران بفرست. يا الله
18-اي خالق خلق رهنمايي بفرست بر بنده ي بي نو، نوايي بفرست
کار من بيچاره ، گره در گرهست رحمي بکن وگره گشاي بفرست. ياالله
19-راه تو به هرروش که پويند خوش است وصل توبه هر جهت که جويند خوش است
روي تو به هر ديده که بينند نکوست نام تو به هرزبان گويند خوش است. يا الله
20-تا مهر ابوترا ب دمساز من است حيدر به جهان ،همدم وهمراز من است
اين هردو جگرگوشه ، دوبا لند مرا مشکن بالم که وقت پرواز من است. ياالله
21-من بي تو دمي قرار نتوانم کرد احسان تورا ،شمار نتوانم کرد
گربر تن من ، زبان شود هرمويي يک شکر تواز هزار نتوانم کرد. يا الله
22- شب خيز که عاشقان به شب راز کنند گرد دروبام دوست ، پرواز کنند
هرجاکه دري بود ، به شب در بندند الا دردوست را ، که شب باز کنند. ياالله
23-يارب به دونور ديده ي پيغمبر يعني به دوشمع دودمان حيدر
برحال من از عين عنايت بنگر دارم دارم نظر آنکه من نيفتم زنظر. يااللهيارب زکرم بر من درويش نگر در من ، منگر در کرم خويش نگر
هرچند نيم لايق بخشايش تو برحال من خسته ي دل ريش نگر. يا الله-
25-يارب در دل به غير خود جامگذار در ديدهي من گرد تمنا مگذار
گفتم گفتم زمن نمي آيد کار رحمي رحمي مرا به من وامگذار. ياالله
26-مجنون وپريشان توام ، دستم گير سرگشته وحيران تو ام ف دستم گير
هربي سروپا چو دسگيري دارد من بي سر وسامان توام ،دستم گير.ياالله
27-اي سر تو در سينه ي هر محرم راز پيوسته در رحمت تو بر همه باز
هرکس که به درگاه تو آورد نياز محروم زدرگاه تو کي گردد باز. يا الله
28-در هر سحري با تو هميگويم راز بر درگه تو همي کنم عرض نياز
بي منت بندگانت اي بنده نواز کارمن بيچاره ي سرگشته بساز. ياالله
29- الله به فرياد من بيکس رس فضل وکرمت يار من بيکس بس
هرکس به کسي وحضرتي مي نازد جز حضرت تو ندارد اين بيکس کس. ياالله
30-اي جمله ي بيکسان عالم را کس يک جو کرمت تمام عالم را بس
من بيکسم وتو بيکسان راياري يارب تو به فرياد من بيکس رس .يا الله
31-اي واقف اسرارضمير همه کس در حالت عجز، دستگير همه کس
يارب تو مرا،توبه ده وعذر پذير اي توبه ده وعذرپذير همه کس. يا الله
32-دارم گنهي زقطره ي باران بيش ازشرم گنه فکنده ام سر در پيش
آوازآيدکه سهل باشد درويش تو در خور خود کني ومادر خور خويش. ياالله
33- يارب من اگر گناه بي حد کردم دانم به يقين که بر تن خود کردم
از هر چه مخالف رضايتو بود برگشتم وتوبه کردم وبد کردم. يا الله
مناجات سحريا شوخواني در روستاي کوچ نهارجان -قسمت سوم :
---34-يارب تو چنان کن که پريشان نشوم محتاج برادران وخويشان نشوم
بي منت خلق خود مرا روزي ده تا از درتو بر در ايشان نشوم. يا الله
35-يارب زقناعتم توانگر گردان وز نور يقين دلم منور گردان
روزي من سوخته ي سرگردان بي منت مخلوق ميسر گردان. ياالله
36-يارب ز دو کون بي نيازم گردان وز افسرفقر سر فرازم گردان
در راه طلب محرم رازم گردان زان ره که نه سوي توست بازم گردان. يا الله
37-يارب زکمال لطف خاصم گردان واقف به حقايق خواصم گردان
از عقل جفاکار، دل افگار شدم ديوانه ي خود کن وخلاصم گردان . يا الله
38-برگوش دلم زغيب آواز رسان مرغ دل خسته رابه پرواز رسان
يارب که به دوستي مردان رهت اين گمشده ي مرا به من باز رسان. يا الله
39-يارب تو مرا ،به يار دمساز رسان آوازه ي دردم به همآواز رسان
آنکس که من از فراق او غمگينم اورا به من ومرا به اوباز رسان. يا الله
40-اي خالق ذوالجلال واي بارخداي تا چند روم در بدر وجاي به جاي
يا خانه ي اميد مرا ،در بربند يا قفل مهمات مرا در بگشاي. يا الله
41-يارب نظري برمن سر گردان کن لطفي به من دل شده ي حيران کن
با من مکن آنچه من سزاي آنم آنچ ازکرم ولطف توزيبد آن کن. ياالله
42-يارب يارب کريمي وغفاري! رحمان ورحيم وراحم وستاري
خواهم که به رحمت خداوندي خويش اين بنده ي شرمنده فرو نگذاري. يا ا لله*
*-اشعار فوق که درسه قسمت تقديم کاربران عزيز شد هر شب سحرگاهان ياهنگام سحر تعدادي ازاين ابيات توسط شوخوانان يامناجات خوانان در پشت بام مسجد وياچندبام بلند روستا خوانده ميشد وسينه به سينه ونسل به نسل آنرا ازبزرگان ياد گرفته بودندوحفظکرده بودند .وبه نسل بعدياد مي دادند تا درهرسحر ماه رمضان جهت بيدار کردن مردم خوانده شود وهيچ کس هم نمي دانست که اين اشعاراز چه کسي است وميگفتند ازقديم بزرگان آن را ميخوانده اند وديگران وجوانان آن را از قديمي تر ها ياد ميگرفته اند.اما بنده بعد ازمطالعت زياد وجسجوي فراوان تعدادي از اين ابيات را در رباعيات ابوسعيد ابي الخيريافتم وتعداد کمتري راهم در ميان رباعيات خواجه عبدالله انصاري مشاهده کردم.با آرزوي سعادت براي همه ي روزه داران.محمد حسن اسايش----
----باسمه تعالي -------
-----مراسم نيمه رمضاني در روستاي کوچ نهارجان بيرجند--------------
يکي از مراسم زيبايي که درماه رمضان درروستاي کوچ نهارجان وبسيار ي از روستاهاي ديگر شهرستان بيرجند انجام مي گيرد .مراسم نيمه رمضاني است به شرح ذيل انجام ميگيردوحال وهوايي دارد که تما م جوانان ونوجوانان وحتي افرا د سي تا چهل ساله هم در آن شرکت ميکنند .وبه شرح زيراست .ابتدا درشب ميلاد امام حسن مجتبي که نيمه ماه رمضان است ساعتي که از غروب مي گذرد وهمه افراد شام را صرف کرده اند .جوانان در ميدان روستا جمع ميشوند وچند صلوات ميفرستند تا ديگر جوانان هم به آنهابپيوندندووقتي جمعيت زياد شد ازيک سمت ده ويا از بالاي روستا شروع مي کنند ودر در ب هر منزل اشعاري را ميخوانند ودر پايان صاحب خانه مواد خوراکي مثل گردو يا بادام يا شکلات يا نخود وکشمش ويا مواد خوراکي ديگر واگراين مواددر خانه نبود مبلغي پول به جوانان هديه مي دهند ودر آخرسر که همه ي منازل به پايان رسيد وکيسه ها در دست ا نباردار پرشد آنرا بين افراد تقسيم مي کنند البته اگر چند جوان زيرک آن را نربايند وديگران را قال نگذارندکه اگر هم اين کار را انجام دهند از باب شوخي است ومي خواهند شادي ونشاط بيشتري به جوانان دست دهدوآن شب را خوش باشند وشادي کنند.اما نحوه ي انجام مراسم چنين است:يک نفر بزرگتر که آشنا به مراسم ومسلط بر آن است به تنهايي شروع به نام بردن اسم صاحب خانه مي کند و مثلا مي گويد :حاجي غلامحسين رابلند کنيد.همه افراد همصدا جواب مي دهند :آمين وبازهمان فرد سردسته ادامه مي دهد:بارنگ سرخ .همه باز مي گويند :آمين.با مشت پر.آمين واو ادامه مي دهد: بازن وبچه .همه مي گويند:آمين .بااشتر کجاوه .آمين.برسانيد به حج وکربلا .همه مي گويند : آمين.چون به پايان دعاي اوليه رسيدند همه ي افراد هماهنگ شروع به خواندن اشعار ذيل ذيل ميکنند :رمضان آمدآمد رمضان رمضان آمد با سيصد سوار چوب برداشته که يا روزه بدار -روزه ميدارم لاغر ميشوم -گر نمي دارم کافر مي شوم حق يامحمدمحمد يا علي حق يامحمد -حسين بن علي حق يامحمد .2-آندم که سر حسين ره بر نيزه زدندحق يامحمد مرغان هوا به چهارطرف خيمه زدند حق يامحمد .مرغان هوا وماهيان در ياحق يامحمد از بهر حسين چوسنگ برسينه زدند حق يامحمد محمديا علي حق يامحمد .حسين بن علي حق يا محمد .3-
سرسنگ آجين سنگ افتيده هل علي ميرزا به جنگ افتيده حق يامحمد .هل علي ميرزا کو لشکر توحق يامحمد.کفتران خيمه زده بر سر تو حق يامحمد محمديا علي حق يامحمد حسين بن علي حق يامحمد .
4-اين سرا از کيست روبر باده حق يامحمد يک پسر دارند نودوماده حق يامحمد .اين سرا از کيست روبر روزه حق يامحمد .يک دختردارند او گلدوزه حق يامحمد محمد يا علي حق يا محمد حسين بن علي حق يامحمد.
5اين سرا از کيست روبرقبرستان پدرم گفته برو خرما بستان .اين سرا از کيست دهلونه دراز ما طمع داريم بشقاب پياز حق يامحمد. محمد يا علي حق يامحمد.حسين بن علي حق يامحمد .6-اين سرااز کيست خش خش ميايه(مي آيد) .طبق نقره وکشمش مييايه (مي آيد) .اين سرا از کيست حوضي کنده اند دشمنان اينار(اينهارا) بوج کنده اند
حق يا محمد محمد يا علي حق يا محمد .حسين بن علي حق يا محمد .در اين جاخواندن اشعار در درب منزل اول به پايان مي رسد .صاحب خانه هر چه در خانه داشته باشد روي سيني آماده کرده وبه انبار دارگروه يا سر دسته ي گروه تقديم وهديه مي کند وگروه روانه ي منزل بعدي ميگرددتا همين مراسم را بر درب منازل همه اهل روستاتکرار کنند وهديه شان را بگيرند ودرآخر سرهم بين افراد عادلانه تقسيم کنند وشب به پايان رسد.البته گاهي بعضي افراد ازباب شوخي وسرگرمي در آخرکار کيسه حاوي مواد خوراکي را درمي ربايندوفرار مي کنند ودقايقي ديگران دنبال آنها مي گردند تاربايندگان را پيدا کنند ووقتي آنها را پيدا کردند موادرا با خنده وشادي ونشاط بيشتري بين افراد تقسيم مي شود ومراسم بپايان ميرسد وهمگي به خانه هايشان با شور وشادي وشعف باز مي گردند تابراي سحري ديگر آماده شوند .اين شرح مختصر مراسم نيمه رمضاني بود در روستاي کوچ نهارجان بيرجند .محمد حسن اسايش..-----
درولادت امام حسن عسکری :مژده که شد چهره نما عسکری گشت عیان نور خدا عسکری مژده که در جلوه رخ یار شد
جلوه کنان مظهر دادار شد حسن حسن باز پدیدار شد کون ومکان مطلع الانوار شد
گشت زرخ پرده گشا عسکری گشت عیان نور خدا عسکری مژده به یاران که حسن آمده
عسکری آن فخر زمن آمده خرمی دهر کهن آمده8 آز مه رخ پرده فکن آمده
کرده عیان ماه لقا عسکری گشت عیان نور خدا عسکری مژده که در هشتم ثانی ربیع
گشته عیان عارض بدرعسکری شکر خداوند بصیر وسمیع کزرخ آن شمس مقام رفیع
داده در ایجاد صفا عسکری گشت عیان نور خدا عسکری مژده کهپیری جهان شد جوان
گشت منور همه کون ومکان شد متولد شه با عز وشان شبل نقی والد شاه زمان
نور خداشمس هدی عسکری گشت عیان نور خدا عسکری ---
به نقل از دیوان آذر جلد دوم-ص138-چاپخانه طوس مشهد -1382 هجری قمری----


مژده که میلاد شه خاتم است عید سعید نبی اکرم است
مزده که مسروری عالم رسید خرمی عالم وآدم رسید
هادی کل ُ سید خاتم رسید منجی عالم شه اکرم رسید
خرم از او خاطره ی عالم است عید سعید نبی اکرم است----
مزده که بی پرده رخ یار شد جلوه ی محبوب پدیدارشد
کعبه از او مطلع انوار شد دشت ودمن تحت الانهار شد
عالم ایجاد از او خرم است عید سعید نبی اکرم است----
مزده که شد نور خدا آشکار یافت تولد شه ملک وقار
احمد محمود شه تاجدار آنکه به ایجاد بود شهریار
اهل ولا خرمی عالم است عید سعید نبی اکرم است ---
مژده که پیر فلک آمد جوان گشت منور همه کون ومکان
از رخ دلجوی شه انس وجان فخر بشر خاتم پیغمبران
آنکه از او فخر بنی آدم است عید سعید نبی اکرم است
جاد اول دیوان آذر خراسانی (حاج سید غلامرضا آذر حقیقی-چاپ افست اسلامیه -مشهد-چاپ چهارم -1348 شمسی
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ده مژده که ختم انبیا ظاهر شد انوار تجلی خدا ظاهر شد
فرمان محمدا رسول الهی بهرش زکریم ذوالعطا ظاهر شد
--ص28 -ارمغان کربلا -نادعلی کربلایی-انتشارات خزر-تهران-----------
-----------------------------(خورشیدسعادت)------- ---------------------
البشارت که بما صبح سعادت آمد مفخر کون ومکان باعث خلقت آمد
روشن از نور جمالش همه ی عالم شد عقل کل ختم رسل مظهر رجمت آمد
نبی مکی امی زپس پرده ی غیب از پی راهنمایی وهدایت آمد
کلبه ی بنت وهب طعنه بعالم زد وگفت که به آ غوش من آن شمس سعادت آمد
طاق کسری عجم طاقت دیدار نداشت جاری از رود سماوی ،ید عصمت آمد
لات واصنام بخاک از سر خجلت افتاد سرنگون تخت شهان زان ید قدرت آمد
دسته دسته ملک از عالم بالا به زمین شادمان ، تلبیه گو بهرزیارت آمد
رانده ابلیس شد از عالم بالا گفتا این چه شودیست مگر روز قیامت آمد
گفت جبریل جوابش که زسر حد کمال شافع محشر وفرمانده ی امت آمد
باد ، گو مژده رساند بسلیمان جهان که شه عرش مکان ،حامل رفعت آمد
یوسف مصر دگر حسن فروشی نکند چون که بیند بجهان کان ملاحت آمد
دگر از حاتم طایی نتوان گفت سخن زانکه بهر کرم و لطف وسخاوت آمد
زکمالش ،زجمالش ،زمقامش زخدا احسن الله وتبارک بشهادت آمد
حامل حکم خدا فخریه بنماید چون خادم درگه آن شمس ولایت آمد
مدح اوزینت قرآن الهی باشد فرق او مفتخر تاج نبوت آمد
آیه آیه همه ی معنی قرآن کریم شاهد خوبی این منجی امت آمد
هم به انجیل وزبور وصحف وتوراتش مدح وتوصیف محمد زدرایت آمد
تهنیت باد به افراد مسلمان جهان نقطه ی مرکزی روز شفاعت آمد
(کربلایی) زگدایی در خانه ی او شکر لله که دلت کنج محبت آمد---
----به نقل از ارمغان کربلا(کتاب سوم) نادعلی کربلایی-انتشارات خزر -تهران-محمد حسن اسایش

کشته شد شیر خدا، ُآه و واویلا ابن عم مصطفی ، آه وواویلا
آه وواویلا عزیزان کشته شد حیدر، ساقی کوثر والی ملک ولایت ، حجت داور ، شاه بحر وبر
مهر افلاک شجاعت ،شاه ازدر در ،فاتح خیبر خسرو دارین ، سرور کونین ،والد سبطین
شد قتیل اشقیا ، آه وواویلا——آه و واویلا که مشتق فرق حیدر شد ،شور محشرشد
غرق بحر خون ولی الله اکبر شد ،دل پراخگر شد لاله سان محراب ونیلی پوش منبر شد ، تیره اختر شد
شد فلک لرزان ، شد ملک گریان ، انس وجان نالان شد بپا شورعزا ، آه وواویلا—-
آه و واویلا که بن عم شه خاتم ، سرور عالم شد قتیل ازتیغ ظلم زاده ی ملجم ، شدبپا ماتم
زین مصیبت شد عیان در خلق شور غم ،با الم همدم عرشیان مغموم ، فرشیان مهموم ،
زینب وکلثوم شد بخون سر شنا ، آه وواویلا —
آه وواویلا که زینب بی پدر گردید،خونجگر گردید خون روان از چشم شبیر وشبر گردید ،
دیده تر گردید نوحه گر ازاین عزا جن وبشر گردید سربسر گردید
اشکها جاری ، ناله هاناری ، با غم وزاری شد جمیع ماسوا ، آه وواویلا —-
آه وواویلا که سبطین را بحال زار ، دیده شد خونبار شد عیان گرد یتیمی بر گل رخسار، با دل افکار
زینب وکلثوم را برجسم وجان زد نار ، این غم بسیار عندلب آسا توده یطاها در غم بابا
می کشند ازدل نوا ، آه وواویلا—-
آه وواویلاکه شداز این غم عظما ، غرقه خون دلها از ثری شد تا ثریا شورش وغوغا ، بانگ واویلا
در نوای وا علیا طارم اعلا،ساکنین یکجا زین عزا یکسر ، دست غم بر سر می زند آذر
باخروش وناله ها ، آه وواویلا —-به نقل ازدیوان آذر خراسانی -جلد سوم -صص ۳۸-۳۹ -انتشارات طوس مشهد-اثر طبع مرحوم سید غلامرضا آذر خراسانی ———
بمناسبت شهادت علی ابن ابیطالب (ع) -قسمت دوم:از نادعلی کربلایی:
لرزه در عرش علا افتاده غرقه خون شیر خدا افتاده میرسد ناله ای از عرش برین کشته شد شیر خدا رهبر دین
آنکه در خانه ی حق گشت پدید شد به معراج خداوند ، شهید آنکه غمخوار یتیمان می بود غرقه خون گشت براه معبود
راد مردی که صلونی می گفت فرق بشکافته در بستر خفت
آنکه تکمیل شده دین از او لاله رنگ است زخونش سر ورو
آنکه در خانه ی حق بت بشکست در شب قدر به ایزد پیوست
کشته شد آنکه بدی یاور ویار به یتیم وبه اسیر وبیمار
آه آه از ستم قوم دغا کشته شد حجت حق ، شیر خدا
از ستم کاری ابن ملجم غوطه ور (کرببلایی) در غم
نقل :از صص ۵۷-۵۸ ارمغان کربلا -اثر نادعلی کربلایی -انتشارات خزر -تهران —

عید میلاد صاحب زمان است نوبت شادی شیعیان است
حامی دین پیغمبر آمد از قدومش منور جهان است شادی از چشم نرجس عیان است ---
بوی گل می وزد از گلستان بلبل از شوق گل نغمه خوان است
مقدمت ای خسرو خوبان مبارک--- از پی آن روزهای پر غم ودرد ومحنت رخ نما ای آفتاب روشنی بخش ، ای ذره پرور
ای رخت مظهر حسن داور ازتو عدل الهی میسر
ریشه ی ظالمان را برانداز حاجت بیدلان رابر آور مقدمت ای خسرو خوبان مبارک --- عید میلاد توبر همه ایران مبارک
چشم ما بوده دایم براهت تانمایی رخ همچو ماهت
بر کشی آن دم تیغ دوسر را بنگر این امت بی پناهت
در مسیرت بود نهضت ما قلب پاکت به عرضم گواه است
پای کن در رکاب سعادت سان ببین لشکر واین سپاهت
مقدمت ای خسرو خوبان مبارک عید میلادتو بر همه ایران مبارک
ریشه ی کشور آشنایی زآشنایان مفرما جدایی
ای خوش آن دم که از کوی جانان برقع ازروی ماهت گشایی
عقده های گره خورده در دل با شکر خنده از دل زدایی
هم قبول از حقیقت زاحسان شعر نا قابلش را نمایی
باغبانا جشن پیروزی بپا کن از خزان تشنگی مارا رها کن
مقدمت ای خسرو خوبان مبارک عید میلاد تو بر همه ایران مبارک *
*-صص 119-120-کتاب سرود های امام مهدی -انتشارات قلم -قم-گرد آورنده حسین حقجو-----
عید سعید شه صاحب زمان باد مبارک به همه شیعیان --
مژده زمیلاد شه بحر وبر قائم دین ، حجت اثنی عشر
مظهر الطاف حی داد گر نورمبین وارث خیرالبشر
سبط نبی پادشه انس وجان باد مبارک به همه شیعیان --
مژده که بر جسم جهان جان رسید جان جهان حاکم فرمان رسید
حجت حق قاطع برهان رسید هادی دین ،حامی قرآن رسید
شبل علی خسرو کون ومکان باد مبارک به همه شیعیان--
مژده که شد قدرت حق آشکار گشت عیان مظهر پروردگار
جامع الاسرار شه ذوالوقار حجت حق خاتمه ی هشت وچار
سیف خدا رایت امن وامان باد مبارک به همه شیعیان ---
مزده که میلاد شه عالم است عید سعید ولی اعظم است
مولد سبط نبی اکرم است آنکه بخوبان جهان خاتم است
حجت حق سید صاحب زمان باد مبارک به همه شیعیان --
بنقل از دیوان آذر خراسانی -ص ۱۴۵ -انتشارات طوس مشهد -چاپ ۱۳۸۲ هجری قمری -اثر طبع مرحوم حاج سید غلامرضا آذر خراسانی سرخسی --
حامی دین پیغمبر آمد از قدومش منور جهان است شادی از چشم نرجس عیان است ---
بوی گل می وزد از گلستان بلبل از شوق گل نغمه خوان است
مقدمت ای خسرو خوبان مبارک--- از پی آن روزهای پر غم ودرد ومحنت رخ نما ای آفتاب روشنی بخش ، ای ذره پرور
ای رخت مظهر حسن داور ازتو عدل الهی میسر
ریشه ی ظالمان را برانداز حاجت بیدلان رابر آور مقدمت ای خسرو خوبان مبارک --- عید میلاد توبر همه ایران مبارک
چشم ما بوده دایم براهت تانمایی رخ همچو ماهت
بر کشی آن دم تیغ دوسر را بنگر این امت بی پناهت
در مسیرت بود نهضت ما قلب پاکت به عرضم گواه است
پای کن در رکاب سعادت سان ببین لشکر واین سپاهت
مقدمت ای خسرو خوبان مبارک عید میلادتو بر همه ایران مبارک
ریشه ی کشور آشنایی زآشنایان مفرما جدایی
ای خوش آن دم که از کوی جانان برقع ازروی ماهت گشایی
عقده های گره خورده در دل با شکر خنده از دل زدایی
هم قبول از حقیقت زاحسان شعر نا قابلش را نمایی
باغبانا جشن پیروزی بپا کن از خزان تشنگی مارا رها کن
مقدمت ای خسرو خوبان مبارک عید میلاد تو بر همه ایران مبارک *
*-صص 119-120-کتاب سرود های امام مهدی -انتشارات قلم -قم-گرد آورنده حسین حقجو----
عید سعید شه صاحب زمان باد مبارک به همه شیعیان --
مژده زمیلاد شه بحر وبر قائم دین ، حجت اثنی عشر
مظهر الطاف حی داد گر نورمبین وارث خیرالبشر
سبط نبی پادشه انس وجان باد مبارک به همه شیعیان --
مژده که بر جسم جهان جان رسید جان جهان حاکم فرمان رسید
حجت حق قاطع برهان رسید هادی دین ،حامی قرآن رسید
شبل علی خسرو کون ومکان باد مبارک به همه شیعیان--
مژده که شد قدرت حق آشکار گشت عیان مظهر پروردگار
جامع الاسرار شه ذوالوقار حجت حق خاتمه ی هشت وچار
سیف خدا رایت امن وامان باد مبارک به همه شیعیان ---
مزده که میلاد شه عالم است عید سعید ولی اعظم است
مولد سبط نبی اکرم است آنکه بخوبان جهان خاتم است
حجت حق سید صاحب زمان باد مبارک به همه شیعیان --
بنقل از دیوان آذر خراسانی -ص ۱۴۵ -انتشارات طوس مشهد -چاپ ۱۳۸۲ هجری قمری -اثر طبع مرحوم حاج سید غلامرضا آذر خراسانی سرخسی --
حامی دین پیغمبر آمد از قدومش منور جهان است شادی از چشم نرجس عیان است ---
بوی گل می وزد از گلستان بلبل از شوق گل نغمه خوان است
مقدمت ای خسرو خوبان مبارک--- از پی آن روزهای پر غم ودرد ومحنت رخ نما ای آفتاب روشنی بخش ، ای ذره پرور
ای رخت مظهر حسن داور ازتو عدل الهی میسر
ریشه ی ظالمان را برانداز حاجت بیدلان رابر آور مقدمت ای خسرو خوبان مبارک --- عید میلاد توبر همه ایران مبارک
چشم ما بوده دایم براهت تانمایی رخ همچو ماهت
بر کشی آن دم تیغ دوسر را بنگر این امت بی پناهت
در مسیرت بود نهضت ما قلب پاکت به عرضم گواه است
پای کن در رکاب سعادت سان ببین لشکر واین سپاهت
مقدمت ای خسرو خوبان مبارک عید میلادتو بر همه ایران مبارک
ریشه ی کشور آشنایی زآشنایان مفرما جدایی
ای خوش آن دم که از کوی جانان برقع ازروی ماهت گشایی
عقده های گره خورده در دل با شکر خنده از دل زدایی
هم قبول از حقیقت زاحسان شعر نا قابلش را نمایی
باغبانا جشن پیروزی بپا کن از خزان تشنگی مارا رها کن
مقدمت ای خسرو خوبان مبارک عید میلاد تو بر همه ایران مبارک *
*-صص 119-120-کتاب سرود های امام مهدی -انتشارات قلم -قم-گرد آورنده حسین حقجو---
کشته شد شیر خدا، ُآه و واویلا ابن عم مصطفی ، آه وواویلا
آه وواویلا عزیزان کشته شد حیدر، ساقی کوثر والی ملک ولایت ، حجت داور ، شاه بحر وبر
مهر افلاک شجاعت ،شاه ازدر در ،فاتح خیبر خسرو دارین ، سرور کونین ،والد سبطین
شد قتیل اشقیا ، آه وواویلا——آه و واویلا که مشتق فرق حیدر شد ،شور محشرشد
غرق بحر خون ولی الله اکبر شد ،دل پراخگر شد لاله سان محراب ونیلی پوش منبر شد ، تیره اختر شد
شد فلک لرزان ، شد ملک گریان ، انس وجان نالان شد بپا شورعزا ، آه وواویلا—-
آه و واویلا که بن عم شه خاتم ، سرور عالم شد قتیل ازتیغ ظلم زاده ی ملجم ، شدبپا ماتم
زین مصیبت شد عیان در خلق شور غم ،با الم همدم عرشیان مغموم ، فرشیان مهموم ،
زینب وکلثوم شد بخون سر شنا ، آه وواویلا —
آه وواویلا که زینب بی پدر گردید،خونجگر گردید خون روان از چشم شبیر وشبر گردید ،
دیده تر گردید نوحه گر ازاین عزا جن وبشر گردید سربسر گردید
اشکها جاری ، ناله هاناری ، با غم وزاری شد جمیع ماسوا ، آه وواویلا —-
آه وواویلا که سبطین را بحال زار ، دیده شد خونبار شد عیان گرد یتیمی بر گل رخسار، با دل افکار
زینب وکلثوم را برجسم وجان زد نار ، این غم بسیار عندلب آسا توده یطاها در غم بابا
می کشند ازدل نوا ، آه وواویلا—-
آه وواویلاکه شداز این غم عظما ، غرقه خون دلها از ثری شد تا ثریا شورش وغوغا ، بانگ واویلا
در نوای وا علیا طارم اعلا،ساکنین یکجا زین عزا یکسر ، دست غم بر سر می زند آذر
باخروش وناله ها ، آه وواویلا —-به نقل ازدیوان آذر خراسانی -جلد سوم -صص ۳۸-۳۹ -انتشارات طوس مشهد-اثر طبع مرحوم سید غلامرضا آذر خراسانی ———
بمناسبت شهادت علی ابن ابیطالب (ع) -قسمت دوم:از نادعلی کربلایی:
لرزه در عرش علا افتاده غرقه خون شیر خدا افتاده میرسد ناله ای از عرش برین کشته شد شیر خدا رهبر دین
آنکه در خانه ی حق گشت پدید شد به معراج خداوند ، شهید آنکه غمخوار یتیمان می بود غرقه خون گشت براه معبود
راد مردی که صلونی می گفت فرق بشکافته در بستر خفت
آنکه تکمیل شده دین از او لاله رنگ است زخونش سر ورو
آنکه در خانه ی حق بت بشکست در شب قدر به ایزد پیوست
کشته شد آنکه بدی یاور ویار به یتیم وبه اسیر وبیمار
آه آه از ستم قوم دغا کشته شد حجت حق ، شیر خدا
از ستم کاری ابن ملجم غوطه ور (کرببلایی) در غم
نقل :از صص ۵۷-۵۸ ارمغان کربلا -اثر نادعلی کربلایی -انتشارات خزر -تهران —
-در روستاي کوچ نهارجان بيرجندوبسياري ازروستاهاي ديگراين شهرستان رسمي زيبا به نام شوخواني(شب خواني)که درواقع يک نوع مناجات باخدابوده است.مرسوم بوده وهنوزهم اجرا ميشودوبه شرح ذيل است که براي مخاطبان وکاربران جهان بيان ميگرددويکي از رسوم زيباي ماه رمضان است.هنگام سحرکه مي شوداز قديم مردم ده باصداي خروس خانه بيدارميشده اند وچون پاس دوم را خروس مي خوانده است مي فهميده اند که حالاوقت سحر خواني يا شوخواني يا همان مناجات سحرماه رمضان است وناگفته نماندکه علاوه بر صداي خروس ازروي مکان ستاره هاي آسمان مثلا دب اکبرکه به هفت دختران هم معروف است وياا زروي جايگاه سه استارکه همان سه ستاره روشن درآسمان است پي به وقت سحر مي برده اند و يا ازروي مکان ستاره ي ديگري که به ستاره سحري در نزد مردم روستامعروف است پي مي برده اند که حالا وقت اذان صبح است زيرا تاحدود 50سال پيش اصلا ساعتي در روستا وجود نداشته که باساعت بيدارشوند وبه وقت سحر يا اذان صبح پي ببرند.خلاصه چون با صداي خروس بيدارمي شده اند ويا با ديدن ستاره به وقت سحرپي ميبرده اند سه ياچهارنفرکه ازآواز وصداي خوبي هم بر خورداربوده اندبه پشت بام خانه ها مي رفته اند ويک نفرهم که همسايه ي مسجد بوده است بربالاي بام مسجدمي رفته است وهر کدام از اين شوخوانان يا شب خوانان تعدادي از اشعاري راکه ذيلا درج ميگردد مي خوانده اند وبه عبارتي باخدا مناجات مي کرده اندتاباشنيدن صداي مناجات ياهمان شوخواني ياشب خواني مردم روستا بيدارشوند وسحري بخورندوآماده براي نماز صبح وگرفتن روزه بشوندواما اشعاري که مي خوانده اند به ترتيب ذيل شروع ميشده است که در چندقسمت به سمع ونظر خوانندگان مي رسد: ابتدا مي کنم زبسم الله بعد از آن لا اله الا الله ازمحمد مدد همي طلبم کرمي از علي ولي الله ياالله(کلمه يا الله بعد ازهردوبيت وبه عبارت بهتربعد از هر رباعي تکرارميشده است) 2-گوينده ي لا اله الا اللهم بردين محمد ورسول اللهم برذکر دوازده امامم شب وروز خاک قدم علي ولي اللهم يا الله 3-يارب برسالت رسول ثقلين يارب به غزاکننده ي بدروحنين عصيان مرا دونيمه کندرعرصات نيمي به حسن ببخش ونيمي به حسين ياالله 4-يارب به محمدکه علي ياور ماست ختم همه انبيا پيغمبرماست ازگرمي آفتاب محشر غم نيست تا سايه ي مرتضي علي بر سرماست يا الله 5-يارب تو مرا غلام حيدر گردان گرراه غلط کنم مرا برگردان گرتشنه شوم دراين بيابان نجف سيرآب مرازحوض کوثر گردان يا الله 6-يارب به محمدوعلي وزهرا يارب به حسين وحسن وآل عبا کز لطف بر آر حاجتم در دوسرا بي منت خلق ياعلي الاعلي ياالله 7-الله تويي ازدلم آگاه تويي گمراه منم برنده ي راه تويي هر مورچه اي که دم زند درته چاه ازدم زدن مورچه آگاه تويي يا الله 8-يارب برسان توحضرت صاحب را فرزند علي بن ابيطالب را کزدوري او هميشه درفريادم مانندسگي که گم کندصاحب را - يا الله 9-يارب زکرم دري برويم بگشا راهي که دراو نجات باشد بنما مستغنيم از هردو جهان کن بکرم جز يادتو هر چه هست بر از دل ما- يا الله 10-يارب مکن ازلطف پريشان مارا هرچندکه هست جرم وعصيان مارا ذات تو غني بوده وما محتاجيم محتاج به غيرخود مگردان مارا -ياالله 11-بازا بازا هرآنچه هستي بازآ گرکافروگبر وبت پرستي باز آ اين درگه ما درگه نوميدي نيست صد باراگرتوبه شکستي بازآ - ياالله 12- اي ذات وصفات تو مبرا زعيوب يک نام زاسماء توعلام غيوب رحم آرکه عمروطاقتم رفت بباد نه نوح بود نام مرا ، نه ايوب - ياالله 13-از بارگنه شدتن مسکينم پست يارب چه شوداگرمرا گيري دست گردرعملم آنچه تراشايد نيست اندر کرمت آنچه مرا بايد هست - ياالله 14-عصيان خلايق ار چه صحرا صحراست در پيش عنايت تو يک برگ گياست هرچند گناه ماست کشتي کشتي غم نيست که رحمت تو دريا درياست. ياالله 15-يارب به علي بن ابيطالب وآل آن شير خداوبر جهان جل جلال کاندرسه مکان رسي به فرياد همه اندردم نزع ومرگ وهنگام سوال.- يا الله* *- اين اشعارشوخواني ياشب خواني -ادامه داردکه دنبالهِ آ نرا درفرصتي ديگروبزودي تقديم کاربران خواهم نمود.منتظر باشيد.محمد(بنده شرمنده حق) --------
---16-اي حيدر شهسوار وقت مدد است اي زبده ي هشت وچار،وقت مدد است
مگذارکه در عشق تو رسوا گردم اي صاحب ذوالفقار ، وقت مدد است - ياالله
17-يارب سبب حيات حيوان بفرست وز خوان کرم ، نعمت الوان بفرست
از بهر لب تشنه ي طفلان نبات از سينه ي ابر ، شير باران بفرست. يا الله
18-اي خالق خلق رهنمايي بفرست بر بنده ي بي نو، نوايي بفرست
کار من بيچاره ، گره در گرهست رحمي بکن وگره گشاي بفرست. ياالله
19-راه تو به هرروش که پويند خوش است وصل توبه هر جهت که جويند خوش است
روي تو به هر ديده که بينند نکوست نام تو به هرزبان گويند خوش است. يا الله
20-تا مهر ابوترا ب دمساز من است حيدر به جهان ،همدم وهمراز من است
اين هردو جگرگوشه ، دوبا لند مرا مشکن بالم که وقت پرواز من است. ياالله
21-من بي تو دمي قرار نتوانم کرد احسان تورا ،شمار نتوانم کرد
گربر تن من ، زبان شود هرمويي يک شکر تواز هزار نتوانم کرد. يا الله
22- شب خيز که عاشقان به شب راز کنند گرد دروبام دوست ، پرواز کنند
هرجاکه دري بود ، به شب در بندند الا دردوست را ، که شب باز کنند. ياالله
23-يارب به دونور ديده ي پيغمبر يعني به دوشمع دودمان حيدر
برحال من از عين عنايت بنگر دارم دارم نظر آنکه من نيفتم زنظر. 24-يارب زکرم بر من درويش نگر در من ، منگر در کرم خويش نگر
هرچند نيم لايق بخشايش تو برحال من خسته ي دل ريش نگر. يا الله-
25-يارب در دل به غير خود جامگذار در ديدهي من گرد تمنا مگذار
گفتم گفتم زمن نمي آيد کار رحمي رحمي مرا به من وامگذار. ياالله
26-مجنون وپريشان توام ، دستم گير سرگشته وحيران تو ام ف دستم گير
هربي سروپا چو دسگيري دارد من بي سر وسامان توام ،دستم گير.ياالله
27-اي سر تو در سينه ي هر محرم راز پيوسته در رحمت تو بر همه باز
هرکس که به درگاه تو آورد نياز محروم زدرگاه تو کي گردد باز. يا الله
28-در هر سحري با تو هميگويم راز بر درگه تو همي کنم عرض نياز
بي منت بندگانت اي بنده نواز کارمن بيچاره ي سرگشته بساز. ياالله
29- الله به فرياد من بيکس رس فضل وکرمت يار من بيکس بس
هرکس به کسي وحضرتي مي نازد جز حضرت تو ندارد اين بيکس کس. ياالله
30-اي جمله ي بيکسان عالم را کس يک جو کرمت تمام عالم را بس
من بيکسم وتو بيکسان راياري يارب تو به فرياد من بيکس رس .يا الله
31-اي واقف اسرارضمير همه کس در حالت عجز، دستگير همه کس
يارب تو مرا،توبه ده وعذر پذير اي توبه ده وعذرپذير همه کس. يا الله
32-دارم گنهي زقطره ي باران بيش ازشرم گنه فکنده ام سر در پيش
آوازآيدکه سهل باشد درويش تو در خور خود کني ومادر خور خويش. ياالله
33- يارب من اگر گناه بي حد کردم دانم به يقين که بر تن خود کردم
از هر چه مخالف رضايتو بود برگشتم وتوبه کردم وبد کردم. يا الله
ادامه دارد.بزودي ادامه ي مطلب تقديم خواهد شد----
---34-يارب تو چنان کن که پريشان نشوم محتاج برادران وخويشان نشوم
بي منت خلق خود مرا روزي ده تا از درتو بر در ايشان نشوم. يا الله
35-يارب زقناعتم توانگر گردان وز نور يقين دلم منور گردان
روزي من سوخته ي سرگردان بي منت مخلوق ميسر گردان. ياالله
36-يارب ز دو کون بي نيازم گردان وز افسرفقر سر فرازم گردان
در راه طلب محرم رازم گردان زان ره که نه سوي توست بازم گردان. يا الله
37-يارب زکمال لطف خاصم گردان واقف به حقايق خواصم گردان
از عقل جفاکار، دل افگار شدم ديوانه ي خود کن وخلاصم گردان . يا الله
38-برگوش دلم زغيب آواز رسان مرغ دل خسته رابه پرواز رسان
يارب که به دوستي مردان رهت اين گمشده ي مرا به من باز رسان. يا الله
39-يارب تو مرا ،به يار دمساز رسان آوازه ي دردم به همآواز رسان
آنکس که من از فراق او غمگينم اورا به من ومرا به اوباز رسان. يا الله
40-اي خالق ذوالجلال واي بارخداي تا چند روم در بدر وجاي به جاي
يا خانه ي اميد مرا ،در بربند يا قفل مهمات مرا در بگشاي. يا الله
41-يارب نظري برمن سر گردان کن لطفي به من دل شده ي حيران کن
با من مکن آنچه من سزاي آنم آنچ ازکرم ولطف توزيبد آن کن. ياالله
42-يارب يارب کريمي وغفاري! رحمان ورحيم وراحم وستاري
خواهم که به رحمت خداوندي خويش اين بنده ي شرمنده فرو نگذاري. يا ا لله*
*-اشعار فوق که درسه قسمت تقديم کاربران عزيز شد هر شب سحرگاهان ياهنگام سحر تعدادي ازاين ابيات توسط شوخوانان يامناجات خوانان در پشت بام مسجد وياچندبام بلند روستا خوانده ميشد وسينه به سينه ونسل به نسل آنرا ازبزرگان ياد گرفته بودندوحفظکرده بودند .وبه نسل بعدياد مي دادند تا درهرسحر ماه رمضان جهت بيدار کردن مردم خوانده شود وهيچ کس هم نمي دانست که اين اشعاراز چه کسي است وميگفتند ازقديم بزرگان آن را ميخوانده اند وديگران وجوانان آن را از قديمي تر ها ياد ميگرفته اند.اما بنده بعد ازمطالعت زياد وجسجوي فراوان تعدادي از اين ابيات را در رباعيات ابوسعيد ابي الخيريافتم وتعداد کمتري راهم در ميان رباعيات خواجه عبدالله انصاري مشاهده کردم.با آرزوي سعادت براي همه ي روزه داران.محمد بنده خداي تعالي...-----مراسم نيمه رمضاني در روستاي کوچ نهارجان بيرجند--------------
يکي از مراسم زيبايي که درماه رمضان درروستاي کوچ نهارجان وبسيار ي از روستاهاي ديگر شهرستان بيرجند انجام مي گيرد .مراسم نيمه رمضاني است به شرح ذيل انجام ميگيردوحال وهوايي دارد که تما م جوانان ونوجوانان وحتي افرا د سي تا چهل ساله هم در آن شرکت ميکنند .وبه شرح زيراست .ابتدا درشب ميلاد امام حسن مجتبي که نيمه ماه رمضان است ساعتي که از غروب مي گذرد وهمه افراد شام را صرف کرده اند .جوانان در ميدان روستا جمع ميشوند وچند صلوات ميفرستند تا ديگر جوانان هم به آنهابپيوندندووقتي جمعيت زياد شد ازيک سمت ده ويا از بالاي روستا شروع مي کنند ودر در ب هر منزل اشعاري را ميخوانند ودر پايان صاحب خانه مواد خوراکي مثل گردو يا بادام يا شکلات يا نخود وکشمش ويا مواد خوراکي ديگر واگراين مواددر خانه نبود مبلغي پول به جوانان هديه مي دهند ودر آخرسر که همه ي منازل به پايان رسيد وکيسه ها در دست ا نباردار پرشد آنرا بين افراد تقسيم مي کنند البته اگر چند جوان زيرک آن را نربايند وديگران را قال نگذارندکه اگر هم اين کار را انجام دهند از باب شوخي است ومي خواهند شادي ونشاط بيشتري به جوانان دست دهدوآن شب را خوش باشند وشادي کنند.اما نحوه ي انجام مراسم چنين است:يک نفر بزرگتر که آشنا به مراسم ومسلط بر آن است به تنهايي شروع به نام بردن اسم صاحب خانه مي کند و مثلا مي گويد :حاجي غلامحسين رابلند کنيد.همه افراد همصدا جواب مي دهند :آمين وبازهمان فرد سردسته ادامه مي دهد:بارنگ سرخ .همه باز مي گويند :آمين.با مشت پر.آمين واو ادامه مي دهد: بازن وبچه .همه مي گويند:آمين .بااشتر کجاوه .آمين.برسانيد به حج وکربلا .همه مي گويند : آمين.چون به پايان دعاي اوليه رسيدند همه ي افراد هماهنگ شروع به خواندن اشعار ذيل ذيل ميکنند :رمضان آمدآمد رمضان رمضان آمد با سيصد سوار چوب برداشته که يا روزه بدار -روزه ميدارم لاغر ميشوم -گر نمي دارم کافر مي شوم حق يامحمدمحمد يا علي حق يامحمد -حسين بن علي حق يامحمد .2-آندم که سر حسين ره بر نيزه زدندحق يامحمد مرغان هوا به چهارطرف خيمه زدند حق يامحمد .مرغان هوا وماهيان در ياحق يامحمد از بهر حسين چوسنگ برسينه زدند حق يامحمد محمديا علي حق يامحمد .حسين بن علي حق يا محمد .3-
سرسنگ آجين سنگ افتيده هل علي ميرزا به جنگ افتيده حق يامحمد .هل علي ميرزا کو لشکر توحق يامحمد.کفتران خيمه زده بر سر تو حق يامحمد محمديا علي حق يامحمد حسين بن علي حق يامحمد .
4-اين سرا از کيست روبر باده حق يامحمد يک پسر دارند نودوماده حق يامحمد .اين سرا از کيست روبر روزه حق يامحمد .يک دختردارند او گلدوزه حق يامحمد محمد يا علي حق يا محمد حسين بن علي حق يامحمد.
5اين سرا از کيست روبرقبرستان پدرم گفته برو خرما بستان .اين سرا از کيست دهلونه دراز ما طمع داريم بشقاب پياز حق يامحمد. محمد يا علي حق يامحمد.حسين بن علي حق يامحمد .6-اين سرااز کيست خش خش ميايه(مي آيد) .طبق نقره وکشمش مييايه (مي آيد) .اين سرا از کيست حوضي کنده اند دشمنان اينار(اينهارا) بوج کنده اند
حق يا محمد محمد يا علي حق يا محمد .حسين بن علي حق يا محمد .در اين جاخواندن اشعار در درب منزل اول به پايان مي رسد .صاحب خانه هر چه در خانه داشته باشد روي سيني آماده کرده وبه انبار دارگروه يا سر دسته ي گروه تقديم وهديه مي کند وگروه روانه ي منزل بعدي ميگرددتا همين مراسم را بر درب منازل همه اهل روستاتکرار کنند وهديه شان را بگيرند ودرآخر سرهم بين افراد عادلانه تقسيم کنند وشب به پايان رسد.البته گاهي بعضي افراد ازباب شوخي وسرگرمي در آخرکار کيسه حاوي مواد خوراکي را درمي ربايندوفرار مي کنند ودقايقي ديگران دنبال آنها مي گردند تاربايندگان را پيدا کنند ووقتي آنها را پيدا کردند موادرا با خنده وشادي ونشاط بيشتري بين افراد تقسيم مي شود ومراسم بپايان ميرسد وهمگي به خانه هايشان با شور وشادي وشعف باز مي گردند تابراي سحري ديگر آماده شوند .اين شرح مختصر مراسم نيمه رمضاني بود در روستاي کوچ نهارجان بيرجند .محمد حسن اسايش..--
-در روستاي کوچ نهارجان بيرجندوبسياري ازروستاهاي ديگراين شهرستان رسمي زيبا به نام شوخواني(شب خواني)که درواقع يک نوع مناجات باخدابوده است.مرسوم بوده وهنوزهم اجرا ميشودوبه شرح ذيل است که براي مخاطبان وکاربران جهان بيان ميگرددويکي از رسوم زيباي ماه رمضان است.هنگام سحرکه مي شوداز قديم مردم ده باصداي خروس خانه بيدارميشده اند وچون پاس دوم را خروس مي خوانده است مي فهميده اند که حالاوقت سحر خواني يا شوخواني يا همان مناجات سحرماه رمضان است وناگفته نماندکه علاوه بر صداي خروس ازروي مکان ستاره هاي آسمان مثلا دب اکبرکه به هفت دختران هم معروف است وياا زروي جايگاه سه استارکه همان سه ستاره روشن درآسمان است پي به وقت سحر مي برده اند و يا ازروي مکان ستاره ي ديگري که به ستاره سحري در نزد مردم روستامعروف است پي مي برده اند که حالا وقت اذان صبح است زيرا تاحدود 50سال پيش اصلا ساعتي در روستا وجود نداشته که باساعت بيدارشوند وبه وقت سحر يا اذان صبح پي ببرند.خلاصه چون با صداي خروس بيدارمي شده اند ويا با ديدن ستاره به وقت سحرپي ميبرده اند سه ياچهارنفرکه ازآواز وصداي خوبي هم بر خورداربوده اندبه پشت بام خانه ها مي رفته اند ويک نفرهم که همسايه ي مسجد بوده است بربالاي بام مسجدمي رفته است وهر کدام از اين شوخوانان يا شب خوانان تعدادي از اشعاري راکه ذيلا درج ميگردد مي خوانده اند وبه عبارتي باخدا مناجات مي کرده اندتاباشنيدن صداي مناجات ياهمان شوخواني ياشب خواني مردم روستا بيدارشوند وسحري بخورندوآماده براي نماز صبح وگرفتن روزه بشوندواما اشعاري که مي خوانده اند به ترتيب ذيل شروع ميشده است که در چندقسمت به سمع ونظر خوانندگان مي رسد: ابتدا مي کنم زبسم الله بعد از آن لا اله الا الله ازمحمد مدد همي طلبم کرمي از علي ولي الله ياالله(کلمه يا الله بعد ازهردوبيت وبه عبارت بهتربعد از هر رباعي تکرارميشده است) 2-گوينده ي لا اله الا اللهم بردين محمد ورسول اللهم برذکر دوازده امامم شب وروز خاک قدم علي ولي اللهم يا الله 3-يارب برسالت رسول ثقلين يارب به غزاکننده ي بدروحنين عصيان مرا دونيمه کندرعرصات نيمي به حسن ببخش ونيمي به حسين ياالله 4-يارب به محمدکه علي ياور ماست ختم همه انبيا پيغمبرماست ازگرمي آفتاب محشر غم نيست تا سايه ي مرتضي علي بر سرماست يا الله 5-يارب تو مرا غلام حيدر گردان گرراه غلط کنم مرا برگردان گرتشنه شوم دراين بيابان نجف سيرآب مرازحوض کوثر گردان يا الله 6-يارب به محمدوعلي وزهرا يارب به حسين وحسن وآل عبا کز لطف بر آر حاجتم در دوسرا بي منت خلق ياعلي الاعلي ياالله 7-الله تويي ازدلم آگاه تويي گمراه منم برنده ي راه تويي هر مورچه اي که دم زند درته چاه ازدم زدن مورچه آگاه تويي يا الله 8-يارب برسان توحضرت صاحب را فرزند علي بن ابيطالب را کزدوري او هميشه درفريادم مانندسگي که گم کندصاحب را - يا الله 9-يارب زکرم دري برويم بگشا راهي که دراو نجات باشد بنما مستغنيم از هردو جهان کن بکرم جز يادتو هر چه هست بر از دل ما- يا الله 10-يارب مکن ازلطف پريشان مارا هرچندکه هست جرم وعصيان مارا ذات تو غني بوده وما محتاجيم محتاج به غيرخود مگردان مارا -ياالله 11-بازا بازا هرآنچه هستي بازآ گرکافروگبر وبت پرستي باز آ اين درگه ما درگه نوميدي نيست صد باراگرتوبه شکستي بازآ - ياالله 12- اي ذات وصفات تو مبرا زعيوب يک نام زاسماء توعلام غيوب رحم آرکه عمروطاقتم رفت بباد نه نوح بود نام مرا ، نه ايوب - ياالله 13-از بارگنه شدتن مسکينم پست يارب چه شوداگرمرا گيري دست گردرعملم آنچه تراشايد نيست اندر کرمت آنچه مرا بايد هست - ياالله 14-عصيان خلايق ار چه صحرا صحراست در پيش عنايت تو يک برگ گياست هرچند گناه ماست کشتي کشتي غم نيست که رحمت تو دريا درياست. ياالله 15-يارب به علي بن ابيطالب وآل آن شير خداوبر جهان جل جلال کاندرسه مکان رسي به فرياد همه اندردم نزع ومرگ وهنگام سوال.- يا الله* *- اين اشعارشوخواني ياشب خواني -ادامه داردکه دنبالهِ آ نرا درفرصتي ديگروبزودي تقديم کاربران خواهم نمود.منتظر باشيد.محمد(بنده شرمنده حق) --------
---16-اي حيدر شهسوار وقت مدد است اي زبده ي هشت وچار،وقت مدد است
مگذارکه در عشق تو رسوا گردم اي صاحب ذوالفقار ، وقت مدد است - ياالله
17-يارب سبب حيات حيوان بفرست وز خوان کرم ، نعمت الوان بفرست
از بهر لب تشنه ي طفلان نبات از سينه ي ابر ، شير باران بفرست. يا الله
18-اي خالق خلق رهنمايي بفرست بر بنده ي بي نو، نوايي بفرست
کار من بيچاره ، گره در گرهست رحمي بکن وگره گشاي بفرست. ياالله
19-راه تو به هرروش که پويند خوش است وصل توبه هر جهت که جويند خوش است
روي تو به هر ديده که بينند نکوست نام تو به هرزبان گويند خوش است. يا الله
20-تا مهر ابوترا ب دمساز من است حيدر به جهان ،همدم وهمراز من است
اين هردو جگرگوشه ، دوبا لند مرا مشکن بالم که وقت پرواز من است. ياالله
21-من بي تو دمي قرار نتوانم کرد احسان تورا ،شمار نتوانم کرد
گربر تن من ، زبان شود هرمويي يک شکر تواز هزار نتوانم کرد. يا الله
22- شب خيز که عاشقان به شب راز کنند گرد دروبام دوست ، پرواز کنند
هرجاکه دري بود ، به شب در بندند الا دردوست را ، که شب باز کنند. ياالله
23-يارب به دونور ديده ي پيغمبر يعني به دوشمع دودمان حيدر
برحال من از عين عنايت بنگر دارم دارم نظر آنکه من نيفتم زنظر. 24-يارب زکرم بر من درويش نگر در من ، منگر در کرم خويش نگر
هرچند نيم لايق بخشايش تو برحال من خسته ي دل ريش نگر. يا الله-
25-يارب در دل به غير خود جامگذار در ديدهي من گرد تمنا مگذار
گفتم گفتم زمن نمي آيد کار رحمي رحمي مرا به من وامگذار. ياالله
26-مجنون وپريشان توام ، دستم گير سرگشته وحيران تو ام ف دستم گير
هربي سروپا چو دسگيري دارد من بي سر وسامان توام ،دستم گير.ياالله
27-اي سر تو در سينه ي هر محرم راز پيوسته در رحمت تو بر همه باز
هرکس که به درگاه تو آورد نياز محروم زدرگاه تو کي گردد باز. يا الله
28-در هر سحري با تو هميگويم راز بر درگه تو همي کنم عرض نياز
بي منت بندگانت اي بنده نواز کارمن بيچاره ي سرگشته بساز. ياالله
29- الله به فرياد من بيکس رس فضل وکرمت يار من بيکس بس
هرکس به کسي وحضرتي مي نازد جز حضرت تو ندارد اين بيکس کس. ياالله
30-اي جمله ي بيکسان عالم را کس يک جو کرمت تمام عالم را بس
من بيکسم وتو بيکسان راياري يارب تو به فرياد من بيکس رس .يا الله
31-اي واقف اسرارضمير همه کس در حالت عجز، دستگير همه کس
يارب تو مرا،توبه ده وعذر پذير اي توبه ده وعذرپذير همه کس. يا الله
32-دارم گنهي زقطره ي باران بيش ازشرم گنه فکنده ام سر در پيش
آوازآيدکه سهل باشد درويش تو در خور خود کني ومادر خور خويش. ياالله
33- يارب من اگر گناه بي حد کردم دانم به يقين که بر تن خود کردم
از هر چه مخالف رضايتو بود برگشتم وتوبه کردم وبد کردم. يا الله
ادامه دارد.بزودي ادامه ي مطلب تقديم خواهد شد----
---34-يارب تو چنان کن که پريشان نشوم محتاج برادران وخويشان نشوم
بي منت خلق خود مرا روزي ده تا از درتو بر در ايشان نشوم. يا الله
35-يارب زقناعتم توانگر گردان وز نور يقين دلم منور گردان
روزي من سوخته ي سرگردان بي منت مخلوق ميسر گردان. ياالله
36-يارب ز دو کون بي نيازم گردان وز افسرفقر سر فرازم گردان
در راه طلب محرم رازم گردان زان ره که نه سوي توست بازم گردان. يا الله
37-يارب زکمال لطف خاصم گردان واقف به حقايق خواصم گردان
از عقل جفاکار، دل افگار شدم ديوانه ي خود کن وخلاصم گردان . يا الله
38-برگوش دلم زغيب آواز رسان مرغ دل خسته رابه پرواز رسان
يارب که به دوستي مردان رهت اين گمشده ي مرا به من باز رسان. يا الله
39-يارب تو مرا ،به يار دمساز رسان آوازه ي دردم به همآواز رسان
آنکس که من از فراق او غمگينم اورا به من ومرا به اوباز رسان. يا الله
40-اي خالق ذوالجلال واي بارخداي تا چند روم در بدر وجاي به جاي
يا خانه ي اميد مرا ،در بربند يا قفل مهمات مرا در بگشاي. يا الله
41-يارب نظري برمن سر گردان کن لطفي به من دل شده ي حيران کن
با من مکن آنچه من سزاي آنم آنچ ازکرم ولطف توزيبد آن کن. ياالله
42-يارب يارب کريمي وغفاري! رحمان ورحيم وراحم وستاري
خواهم که به رحمت خداوندي خويش اين بنده ي شرمنده فرو نگذاري. يا ا لله*
*-اشعار فوق که درسه قسمت تقديم کاربران عزيز شد هر شب سحرگاهان ياهنگام سحر تعدادي ازاين ابيات توسط شوخوانان يامناجات خوانان در پشت بام مسجد وياچندبام بلند روستا خوانده ميشد وسينه به سينه ونسل به نسل آنرا ازبزرگان ياد گرفته بودندوحفظکرده بودند .وبه نسل بعدياد مي دادند تا درهرسحر ماه رمضان جهت بيدار کردن مردم خوانده شود وهيچ کس هم نمي دانست که اين اشعاراز چه کسي است وميگفتند ازقديم بزرگان آن را ميخوانده اند وديگران وجوانان آن را از قديمي تر ها ياد ميگرفته اند.اما بنده بعد ازمطالعت زياد وجسجوي فراوان تعدادي از اين ابيات را در رباعيات ابوسعيد ابي الخيريافتم وتعداد کمتري راهم در ميان رباعيات خواجه عبدالله انصاري مشاهده کردم.با آرزوي سعادت براي همه ي روزه داران.محمد بنده خداي تعالي...-----مراسم نيمه رمضاني در روستاي کوچ نهارجان بيرجند--------------
يکي از مراسم زيبايي که درماه رمضان درروستاي کوچ نهارجان وبسيار ي از روستاهاي ديگر شهرستان بيرجند انجام مي گيرد .مراسم نيمه رمضاني است به شرح ذيل انجام ميگيردوحال وهوايي دارد که تما م جوانان ونوجوانان وحتي افرا د سي تا چهل ساله هم در آن شرکت ميکنند .وبه شرح زيراست .ابتدا درشب ميلاد امام حسن مجتبي که نيمه ماه رمضان است ساعتي که از غروب مي گذرد وهمه افراد شام را صرف کرده اند .جوانان در ميدان روستا جمع ميشوند وچند صلوات ميفرستند تا ديگر جوانان هم به آنهابپيوندندووقتي جمعيت زياد شد ازيک سمت ده ويا از بالاي روستا شروع مي کنند ودر در ب هر منزل اشعاري را ميخوانند ودر پايان صاحب خانه مواد خوراکي مثل گردو يا بادام يا شکلات يا نخود وکشمش ويا مواد خوراکي ديگر واگراين مواددر خانه نبود مبلغي پول به جوانان هديه مي دهند ودر آخرسر که همه ي منازل به پايان رسيد وکيسه ها در دست ا نباردار پرشد آنرا بين افراد تقسيم مي کنند البته اگر چند جوان زيرک آن را نربايند وديگران را قال نگذارندکه اگر هم اين کار را انجام دهند از باب شوخي است ومي خواهند شادي ونشاط بيشتري به جوانان دست دهدوآن شب را خوش باشند وشادي کنند.اما نحوه ي انجام مراسم چنين است:يک نفر بزرگتر که آشنا به مراسم ومسلط بر آن است به تنهايي شروع به نام بردن اسم صاحب خانه مي کند و مثلا مي گويد :حاجي غلامحسين رابلند کنيد.همه افراد همصدا جواب مي دهند :آمين وبازهمان فرد سردسته ادامه مي دهد:بارنگ سرخ .همه باز مي گويند :آمين.با مشت پر.آمين واو ادامه مي دهد: بازن وبچه .همه مي گويند:آمين .بااشتر کجاوه .آمين.برسانيد به حج وکربلا .همه مي گويند : آمين.چون به پايان دعاي اوليه رسيدند همه ي افراد هماهنگ شروع به خواندن اشعار ذيل ذيل ميکنند :رمضان آمدآمد رمضان رمضان آمد با سيصد سوار چوب برداشته که يا روزه بدار -روزه ميدارم لاغر ميشوم -گر نمي دارم کافر مي شوم حق يامحمدمحمد يا علي حق يامحمد -حسين بن علي حق يامحمد .2-آندم که سر حسين ره بر نيزه زدندحق يامحمد مرغان هوا به چهارطرف خيمه زدند حق يامحمد .مرغان هوا وماهيان در ياحق يامحمد از بهر حسين چوسنگ برسينه زدند حق يامحمد محمديا علي حق يامحمد .حسين بن علي حق يا محمد .3-
سرسنگ آجين سنگ افتيده هل علي ميرزا به جنگ افتيده حق يامحمد .هل علي ميرزا کو لشکر توحق يامحمد.کفتران خيمه زده بر سر تو حق يامحمد محمديا علي حق يامحمد حسين بن علي حق يامحمد .
4-اين سرا از کيست روبر باده حق يامحمد يک پسر دارند نودوماده حق يامحمد .اين سرا از کيست روبر روزه حق يامحمد .يک دختردارند او گلدوزه حق يامحمد محمد يا علي حق يا محمد حسين بن علي حق يامحمد.
5اين سرا از کيست روبرقبرستان پدرم گفته برو خرما بستان .اين سرا از کيست دهلونه دراز ما طمع داريم بشقاب پياز حق يامحمد. محمد يا علي حق يامحمد.حسين بن علي حق يامحمد .6-اين سرااز کيست خش خش ميايه(مي آيد) .طبق نقره وکشمش مييايه (مي آيد) .اين سرا از کيست حوضي کنده اند دشمنان اينار(اينهارا) بوج کنده اند
حق يا محمد محمد يا علي حق يا محمد .حسين بن علي حق يا محمد .در اين جاخواندن اشعار در درب منزل اول به پايان مي رسد .صاحب خانه هر چه در خانه داشته باشد روي سيني آماده کرده وبه انبار دارگروه يا سر دسته ي گروه تقديم وهديه مي کند وگروه روانه ي منزل بعدي ميگرددتا همين مراسم را بر درب منازل همه اهل روستاتکرار کنند وهديه شان را بگيرند ودرآخر سرهم بين افراد عادلانه تقسيم کنند وشب به پايان رسد.البته گاهي بعضي افراد ازباب شوخي وسرگرمي در آخرکار کيسه حاوي مواد خوراکي را درمي ربايندوفرار مي کنند ودقايقي ديگران دنبال آنها مي گردند تاربايندگان را پيدا کنند ووقتي آنها را پيدا کردند موادرا با خنده وشادي ونشاط بيشتري بين افراد تقسيم مي شود ومراسم بپايان ميرسد وهمگي به خانه هايشان با شور وشادي وشعف باز مي گردند تابراي سحري ديگر آماده شوند .اين شرح مختصر مراسم نيمه رمضاني بود در روستاي کوچ نهارجان بيرجند .محمد حسن اسايش..--